حديثه جونحديثه جون، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 14 روز سن داره
فاطمه فاطمه ، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 21 روز سن داره

حدیثه جون دختر ناز بابا

نيازهاي زندگي سالم از نگاه امام راستگویان

1392/6/17 12:24
276 بازدید
اشتراک گذاری

انسان كامل، يعني امام معصوم (ع) ظرف اراده فعلي و علم فعلي ذات اقدس إله است. آنچه در جهان امكان مي گذرد، انسان كامل به اذن خداي سبحان از آن آگاه است و مسير اراده الهي را آشناست.

 اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السَّلام) منبع فيّاض رحمت الهي، چشمه جوشان معرفت و حاملان حقيقي تمام دانش ها هستند. « امام جعفر صادق (ع) » در دوران رهبري خويش با تاسيس مذهب جعفري و تربيت شاگرداني سرآمد در تمامي فنون و دانش ها، منظومه نوراني علم و معرفت را فرا روي جهان بشريت قرار دادند كه رمز بقاي فكري و فرهنگي مكتب نوراني اسلام و مذهب تشيع محسوب مي شود. در آستانه فرا رسيدن سالروز شهادت آن خورشيد هدايت، به واكاوي برخي از انديشه ها و نصايح گهربار جعفري در بيان حكيم متالّه « آيت الله جوادي آملي » مي پردازيم.

 

انسان كامل، يعني امام معصوم (ع) ظرف اراده فعلي و علم فعلي ذات اقدس إله است. آنچه در جهان امكان مي گذرد، انسان كامل به اذن خداي سبحان از آن آگاه است و مسير اراده الهي را آشناست. اگر در سخنان نوراني علي بن ابيطالب (ع) آمده است كه سَلُونِي قَبلَ اَنْ تَفقِدُونِي فَإنّي بِطُرُقِ السَّماءِ اَعلَمُ مِنّي بِطُرُقِ الاَرض(1)، فرمود: قبل از اينكه مرا از دست بدهيد، هر چه مي خواهيد از من سوال بكنيد، براي اينكه من راههاي آسمان را بهتر از راههاي زمين مي دانم؛ همان بيان را به زبان ديگر وجود مبارك امام صادق (ع) مي فرمايد.

 

منظور از آسمان اين منظومه شمسي نيست كه الآن عدّه زيادي در آن تردد مي كنند؛ آسماني كه قرآن كريم از آن ياد كرده است كه فرمود: روزي شما در آسمان است، دعاي شما به آسمان مي رسد، درهاي آسمان به روي كفّار باز نمي شود: لاتُفَتَّحُ لَهُمْ اَبوابَ السَّماء(2)؛ اين آسمان فيزيكي و مادي نيست كه كفّار مرتّب رفت و آمد مي كنند!بنابراين وجود مبارك حضرت امير كه مي فرمايد: من راههاي آسمان را بهتر از راههاي زمين مي دانم و از من بپرسيد، منظور آسمان ظاهر نيست؛ چون آسمان ظاهر و زمين هر دو در حكم زمينند، آنچه كه به مُلك بر مي گردد، عالم زمين است.

   

اهل بيت (ع) تنها حاملان حقيقي علوم

 

مشابه همين بيان را وجود مبارك امام صادق (ع) دارد، فرمود: در هيچ جاي عالم علم صحيحي پيدا نمي شود، مگر اينكه از بركت اهل بيت است. اين حرف، حرف آساني نيست. كسي با اين حرف مخالفت نكرده! آن حرفي كه علي بن ابيطالب فرمود: من راههاي آسمان را بهتر از راههاي زمين مي دانم، كسي با او مخالفت نكرده. با خود علي بن ابيطالب مخالفت كردند، او را شهيد كردند، ولي نتوانستند بگويند: شما صادق نيستيد ( معاذ الله )! و هيچ كسي هم پيدا نشد بگويد هر چه مي خواهيد از من بپرسيد!

 

اين همه علماء و دانشمندان كه در آن روزگار بودند؛ در خاورميانه علماي فراواني بودند و آن روزها مهد علم بود امپراطوري ايران و روم براي خودش دانشمنداني داشت، در حجاز هم عالمان كم نبودند؛ ولي اين دهان چه دهاني است كه بگويد: هر چه بخواهيد از من بپرسيد!! با او هم كسي مخالفت نكرد و هيچ كس هم اين حرف را نزد، مگر اينكه رسوا شد! كدام عالم است كه ندا بدهد به كلّ علمائي كه در خاورميانه هستند كه هر چه بخواهيد از من بپرسيد! اين حرف را وجود مبارك علي بن ابيطالب در صدر اسلام نزده بود، در آن وقتي كه در مكه بود نگفته بود، آن وقتي كه در مدينه بود نگفته بود؛ آن وقتي كه خاورميانه در دستش بود گفت.

 

آن روز در خاورميانه دو ابرقدرت بودند؛ يكي امپراطوري ايران بود كه مي گفتند شاهنشاهي، ايران را كه مي گفتند شاهنشاهي، براي اينكه از بسياري از كشورهاي مجاور باج مي گرفت؛ و گرنه مي شد كشور سلطنتي و شاهي! كشوري را مي گفتند شاهنشاهي كه از كشورهاي ديگر كه شاه دارد، از آنها هم باج بگيرد!

 

ايران اين جور بود. روم هم اين جور بود، امپراطور بود؛ اين حجاز يك حياط خلوتي بود بين اين دو امپراطوري. فتوحات اسلامي زود پيشرفت كرد؛ هم شرق حجاز را، يعني امپراطوري ايران را فتح كرد؛ هم غرب حجاز، يعني امپراطوري روم را فتح كرد؛ مردم تشنه عدل بودند، از ظلم حُكّام جور به ستوه آمده بودند، با رهبري و هدايت و مقدار كمي هم مقاومت اين جنگ ها به پايان رسيد، و گرنه اعراب چقدر قدرت داشتند كه بتوانند امپراطوري ايران را شكست بدهند؟! مردم تشنه عدل بودند و اين شعار را پذيرفتند! امپراطوري ايران و امپراطوري روم و خاورميانه آن زمان - که الآن به 50 40 كشور و دولت تقسيم شده - آن روز همه اينها در اختيار اسلام قرار گرفت و علي بن ابي طالب در آن 5 سال، حاكم مطلق خاورميانه بود؛ آن روز فرمود: سَلُونِي قَبلَ اَنْ تَفقِدُونِي و هيچ كس هم با او مخالفت نكرد كه مثلاً تو (معاذ الله) خلاف مي گويي! برخي ها رفتند همين مطلب را بازي كنان بگويند، فوراً رسوا شدند.

 

 همان بيان نوراني را وجود مبارك امام صادق دارد. وجود مبارك امام صادق به دو نفر از اصحابش فرمود:مشرق برويد و مغرب برويد، حرف اين است كه ما مي گوئيم. شما علوم تجربي داريد؛ ما هم تجربي داريم، هم تجريدي داريم: شَرِّقاً وَ غَرِّباً لاتَجِدانِ شِيئاً صَحيحاً مِنَ العِلم إلاخَرَجَ مِنْ عِندِنَا اَهلَ البِيت(3)؛ اين را مرحوم كليني قبل از هزار سال نقل كرده. احياناً ممكن است خداي ناكرده كسي دهان باز كند، يا دست به قلم ببرد و بگويد اين فضائلي كه براي اهل بيت گفته شده، از زمان صفويه به بعد در آمده؛ در حالي که اين كتاب ها مال 1200 سال قبل است!!

   

انسان، حقيقتي مركب از روح و بدن

 

وجود مبارك امام صادق(ع) به همه ما فرمودند: ما يك حقيقت بسيط نيستيم مثل فرشته ها كه بدن نداشته باشيم، جسم نداشته باشيم كه روح محض باشيم؛ اينطور نيستيم. ولي دو حقيقت نيستيم كه يكي بدن باشد، يكي روح. يك حقيقت مركبيم، نه دو حقيقت؛ و اين دو جزء هم همتاي هم نيستند كه روح و بدن، بدن و روح معادل باشند؛ بلكه يكي اصل است و ديگري فرع! روح اصل است و بدن فرع. روي اين بيان نوراني، وجود مبارك امام صادق (ع) همه ما را پروراند. فرمود: شما مي خواهيد به جائي برسيد، بايد هم به جائي برسيد، در هر رشته اي و حق هم با شماست؛ اين نه تنها حق شماست، تكليف هم هست كه بايد به جائي برسيد؛ امّا اين روح را تقويت كنيد، اراده را تقويت كنيد.

    

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)